دوشنبه، تیر ۱۷، ۱۳۹۲

چهره ها / جان کاساوتیس




نوشته : یوناس مکاس / اندرو ساریس (1)
ترجمه: علی سینا آزری


سه ماه پیش ، فیلم جدید جان کاساوتیس ،"چهره ها" را، در یک نیمه شب ، در مراسم پیش نمایش فیلم دیدم . مدعوین بدشان آمد ; فکر می کردند کسل کننده و بسیاربسیار طولانی است . ] اما [ من فکر می کردم فیلم بزرگی است . فیلمی پرتحرک ، اصیل ، و بسیار دشوار درساخت . اما من در موضع بدی بودم . تجربه ام در مواجهه با " سایه ها " را به یاد می آوردم . اگر شروع به ستایش از فیلم می کردم ، کاساوتیس فکر می کرد که فیلمش باید به شدت تجربی شده باشد . در این صورت دیگران چه واکنش خواهند داشت ؟ پس شروع به فیلمبرداری دوباره می کرد تا کمی آن را به سینمای تجاری نزدیک کند ، بسیار شبیه سینمای " واقعی" ( موجود) . یا اگر من شروع به دفاع از مدت زمان فیلم می کردم ، چیزی که به نظرم کامل و درست بود ، ممکن بود شروع به تدوین مجدد کند . پس تصمیم گرفتم تا زمانی که فیلم در دنیای بیرون عرضه نشده ، سکوت اختیار کنم .
حالا ، فیلم بیرون آمده ، و ریویوهای پرت و پلایی را دریافت کرده است . من آزادم که هر آنچه را دوست دارم ، بیان کنم . آزادم بیان کنم که چهره ها فیلم بسیاربسیار خوبی است . درهم آمیزی وارهول و چخوف . آن چیزی که وارهول با غیرحرفه ای ها می کند ، کاساوتیس با حرفه ای ها انجام می دهد . و زمانی که شما استعداد ویژه ی کاساوتیس را دارا باشید ، لامسه ی چخوفی او – [اینجاست که] بازیگران حرفه ای او موفق به عبور از تکنیک های مرسوم بازیگری هالیوود می شوند و در مقابل دوربین چیزی متفاوت ، نا فیلم شده و هنوز واقعی را ترسیم می کنند . سینمای کاساوتیس ، سینمای احساسات است . نه آن احساساتی که هر روزه در سینما می بینیم – ترس ، تعلیق ، شوک – نه ، کاساوتیس در جایی دیگر قدم می گذارد . ممکن است تعلیق ، هراس و نگرانی در زندگی های شخصیت هایش وجود داشته باشد –اما تمرکز او بر روزمرگی ، واقعیت " افقی " است، بر محتوای انسانی که خودش را از طریق روابط لحظه به لحظه نشان می دهد ، جوابیه هایی بین دو انسان . 

 ] یوناس مکاس ،26 /09/ 1968]

یوناس مکاس و اندرو ساریس

چهره ها را باید با میزانی از تحمل به دلیل لبه های ناصاف و پایان های عصبی کننده تماشا کرد . صحنه ها با تصاویر وارهولیِ فراگیر، پشت سر هم می آیند (هر چند بدون درماندگی ) . و نوسینده – کارگردان جان کاساوتیس اجازه می دهد تمام بازیگران نسبت به نقطه ای که در آن حالات عصبی به تزکیه نفس تغییر شکل داده اند ، از خنده روده بُر شوند .
عجیب ، متفاوت ، اما این به اندازه ی کافی خوب است ؟ درچهره ها ، مفهوم هنر به صورت گُزیده و درهم فشرده ای به آیین توبه و بخشش می ماند . همگی در درون یکدیگر ، فقط هفت صحنه ی استادانه با سه نقطه ی گذارِ بسیارکوتاه و تقریبا بدون هیچ تدوین موازی برای قیاس کردن و مطایبه . هیچ کس به نظر حذف نشده و هچ چیز هم کات نشده است . حتی در بهترین حالت ، چهره ها نمی تواند پیروزی یک فرم سینماییِ بررسی شده ، باشد و فرمالیستِ درونِ من باید در قبال غرابت کاساوتیس ،حتی از زمان سایه ها ، یک دهه یا قبل تر از آن ، مقاومت کرده باشد . در نهایت ، با این وجود چهره ها برای من همچون پرده برداری و مکاشفه ای از 1968 ، نه به عنوان بهترین فیلم ، بلکه قطعا شگفت انگیزترین آن ها است . بعد از آن شروع تحمیلی ، چهره ها نه تنها کار می کند ; ]بلکه [ اوج می گیرد . نقطه عطف فیلم ، اولین مکالمه ی درونی بین مارلی و لین کارلین است ، مکالمه ای با روندی ملالت آور با طوفانی از خنده های عصبی ; مکالمه ای همراه با عقب نشینی فیزیکی پشت سنگر های پر زرق و برقی از فضا ، دیوارها ، درها و مبلمان ; گفتگویی که در فقدان جزییات موضوع مطروحه و لحن نمادینش شاید نزدیک به اپرای صابونی (2) می شود تا درامی سنجیده و آگاهانه . اما فیلم در مسیری حرکت می کند که چیزهای مرموزی را برای مشاده کردن ]درون خود[ حفظ می کند . چنانچه برای یک بار هم که شده ، یک اپرای صابونی اجازه داده تا ورای منطق محدود خودش برای دو ساعت بدون گسستی از تبلیغات و مرکز همانند سازی اش ، گسترش یابد . آنچیزی که ما در چهره ها داریم ، تنها یک شکست در برقراری یک ارتباط نیست بلکه رویگردانی از به اتمام رسیدن است . و این بی میلی یکی از دلایلی است که چهره ها ]به وسیله ی آن[ هیجانِ توجیه ناپذیری از احساس را به چنگ می آورد ، احساسی که به سهولت هجویه محیطیِ سطوحِ ظاهری جنوب کالیفرنیا را تعالی می بخشد . هر چند این مربوط می شود به توهمات شهوت پرستانه آن ، چهره ها هیچ گاه پست و فرومایه جلوه نمی کند . کاساوتیس با شخصیت های بیگانه و معذب خود باقی می ماند تا زمانی که آن ها از طریق شکستن سوی دیگری از ناتورالیسمِ بُرشی-از-زندگی به حقیقت هنرمندانه و خودانگیخته ای دست پیدا کنند .
در تمام مدت فیلم ، مردم وانمود می کنند که می خواهند در کنار یکدیگر تنها باشند ،  حتی اگر بدون قید و شرط به عملکردی تنها در درون یک جمعیت بیانجامد . آنها به سوی سکس رانده شدند نه با میل بلکه با شجاعت نوجوانانه ای که از روی غریزه می دانند که معنویتِ بی فایده ای است ، و آنها همچنان خدماتی برجسته به پنداری از نزدیکی ارائه می دهند ، و جامعه ی بسیار آرمانی شان درون جوک های کثیف و قید وبند های کودکانه تنزل می یابد . شخصیت ها در چهره ها بازی را همچون ردیفی از معلول های احساسی شروع می کنند ، و هر طور شده خودشان را با تمام روان های دست نخورده شان به خط پایان می رسانند . اگر این سینمای بازیگران باشد ، در مدتی ممکن است به شکوفایی برسد . حداقل کاساوتیس سزاوار داشتن تمام اعتبارِ جایگاه به صحنه در آوردن چشم اندازی تلفیق شده از گناه و دلسوزی است .
 [اندرو ساریس ، 28 / 11 / 1968]

............................................................................................................
1. آنچه در پی می آید ترجمه ریویوهایی از یوناس مکاس و اندرو ساریس بر فیلم "چهره ها" جان کاساوتیس است که در کتاب The Village Voice film guide : 50 years of movies from classics to cult hits ،گردآوری شده توسط دنیس لیم در کنار مقاله های تاثیرگذار دیگری که در ویلج وویس انتشار یافته ، آمده است . در اینجا باید از دوست عزیز ،بابک کریمی، که این کتاب را دراختیارم قرار داد ، تشکر کنم. 
2. نمايش پر احساسات و پر تصنع و باور نكردني

۲ نظر:

ناشناس گفت...

محمدرضا:
سينا،‌بابک و يوناس؛ عجب جمع دوست
داشتني‌اي. دست مريزاد سيناي عزيز.

sina azari گفت...

ممنون از لطفت محمد رضای عزیز .. مرسی از این که مطالب را می خوانی